۱۸-۱۱-۱۳۸۶, ۰۷:۳۳ عصر
به نام هستي بخش عالم
قطعه شعري از استاد علي معلم كه اكثر اوقات با خودم زمزمه مي كنم رو حيف ديدم واسه دوستان ننويسم. خيلي وقتا يا فرصت نمي كنيم يا واقعا از بي اطلاعي وجود اشعار زيباي شاعران ، اونها رو از قلم ميندازيم . اميدوارم شما هم از اين شعر خوشتون بياد و لذتي كه در درك اون هست رو ببريد.
سلسله جنبان صبا
دوش با ياد تو، ليك از تو جدا، تا دم صبح
گريه كرديم من و شمع بتا تا دم صبح
دور از جان تو اي دوست كه ديشب بي تو
سنگ مي ريخت به ما ابر بلا تا دم صبح
ياد آن شب كه به هم سلسله جنبان بودند
شانه و دست من و باد صبا تا دم صبح
بر سرم دوش زهجران تو كوكب مي ريخت
شب جدا ، شمع جدا ، ديده جدا تا دم صبح
نه همين دوش كه عمريست معلم شبها
گريه كردم به خدايي خدا تا دم صبح
با تشكر از لطف دوستان
قطعه شعري از استاد علي معلم كه اكثر اوقات با خودم زمزمه مي كنم رو حيف ديدم واسه دوستان ننويسم. خيلي وقتا يا فرصت نمي كنيم يا واقعا از بي اطلاعي وجود اشعار زيباي شاعران ، اونها رو از قلم ميندازيم . اميدوارم شما هم از اين شعر خوشتون بياد و لذتي كه در درك اون هست رو ببريد.
سلسله جنبان صبا
دوش با ياد تو، ليك از تو جدا، تا دم صبح
گريه كرديم من و شمع بتا تا دم صبح
دور از جان تو اي دوست كه ديشب بي تو
سنگ مي ريخت به ما ابر بلا تا دم صبح
ياد آن شب كه به هم سلسله جنبان بودند
شانه و دست من و باد صبا تا دم صبح
بر سرم دوش زهجران تو كوكب مي ريخت
شب جدا ، شمع جدا ، ديده جدا تا دم صبح
نه همين دوش كه عمريست معلم شبها
گريه كردم به خدايي خدا تا دم صبح
با تشكر از لطف دوستان
