۲-۱۲-۱۳۸۶, ۰۷:۳۱ عصر
قسمتی از سفرنامه ی زیبای احمد شاملو که هیچگاه جمهری اسلامی ایران اجازه نشر آنرا نداد
.((افراد زیر 14 سال و بی جنبه و تعصبی از نظر مذهب و پاستوریزه اینو نخونن،بد آموزی داره))
احمد شاملو:
بنده امشب میخوام،اول یه خورده شما رو بخندونم،در این چند ماهی که به دلایل طبی مجبور شدم در آمریکا بمونم،بارها و بارها از بعضی دوستانی که میبینم خواهش کردم مطلبی رومیگن لطفا برام به فارسی ترجمه کنن،این روزها سرگرم نوشتن سفر نامه ای هستم تو مایه های طنز،البته این یه سفر نامه شخصی نیست،بلکه از زبان یک پادشاه فرضی احتمالا از طائفۀ منحوس قاجاریه ، روایت میشه تا بر خورد دو جور تلقی و دو گونه فرهنگ یا برداشت اجتماعی برجسته تر جلوه بکنه و اینکه قالب طنز رو براش انتخاب کردم جهتش اینه که جنبه های انتقادی رویدادها رو در این قالب بهتر میشه جا انداخت.با اجازۀ شما یک قسمت کوچکی رو که ناظر به مسئلۀ آلودگی زبون هست براتون میخونم:
یوم جمعه اول شوال(عید فطر):دلمان را خوش کرده بودیم که این روز را در سفر میمنت هستیم و دست امام جمعه ی دارالخلافه از دامنمان کوتاه است و نمیتواند از ما فطریه بدوشد،اما همان اول صبح میر کوتاه گردن شکسته حال ما را گرفت.این میر کوتاه پسر داماد علی خان چابهاریست که رختدار باشی ما بود و چند سال پیش درسفر کاشان یکهو شکمش باد کرد چشمهایش پلق زد رویش سیاه شد و مرد.بردند خاکش کنند ملاها جمع شدند علم شنگه را انداختند که این بی دین معصیت کار بوده خدا رو سیاهش کرده ،نمیگذاریم در قبرستان مسلمانها دفنش کنند.لجاره ها هم وقت گیر آوردند کسبه رو وا داشتند دکان و بازار را ببندند دسته های سینه زن و زنجیر زن وشاه حسینی راه انداختند از شهر ها و دهات دورو بر هم آمدند ریختند تو مسجد جمعه ملا را فرستادند رو منبر که چه کنیم چه نکنیم؟گفت:این ملعون الخبیس اصلا دفن کردن ندارد،جنازۀ نجسش را باید با گه سگ آتش زد،داشتند دست به کار میشدند،که کاشی عمل آمد علت مرگ آن بیچاره،خوردن خورش بادمجانی بوده که عقرب از دودکش بالای اجاق رو کماجدونش افتاده، خلاصه هیچی نمانده بود به فتوای ملا باشی جسد آن مرحوم مبرور را با سنده سگ فراوانی که به همیاری جند اسلام از کوچه پس کوچه های کاشان و ساوه و نطنز و ان حوالی اورده وسط میدان شهر کوت کرده بودند هندی مندی کنند خدا بشکند گردن حکیم باشی طلوزان را که با نشان دادن عقرب پخته فتنه را خواباند،سوزاندن جسد آدمیزاد پروپیمانی مثل داماد علی خان را با سندۀ سگ البته کلی سیاحت داشت،و اتفاقی نبود که هر روز پا بدهد،حالا اگر صاحب جنازه رختدار مخصوص بوده باشد هم گو باش ما که بخیل نیستیم مرده اش که دیگر به حال ما فایده ای نداشت فقط تماشای آن مراسم پر شکوه هند و اسلامی از کیسۀ ما رفت،القرض صحبت سر میر کوتاه بود،خبث طینت این بچ چابهاری از همان دوران غلام بچگی توانست اول خفیه نویس دربار همایون شود،همۀ شرایط خفیه نویسی در او جمع است،پستان مادرش را گاز گرفته، دست مهتر نسیم عیار را از پشت بسته است،پول کاغذی را تو کیف چرمی ته جیب آدم میشمارد،ولدالزنا حتی از تعداد زالو هایی که نایب سلطنه و صدر اعظم و امام جمعه به بواصیرشان می اندازند هم خبر دارد،آدم ناباد حرامزاده ای است،خود ماهم ته دل از او بی توهم نیستیم اما دوام اساس سلطنت را همین گونه افراد ضمانت میکنند شنیده بودیم قحبۀ جمیله ای را تور کرده به لهو و لعب مشغول است،معلوم شد در عوالم جاسوسی و خدمتگذاری ضعیفه را پخت و پز کرده پیش او انگلیزی می آموزد،امروز محرمانه کاغذی در قوطی سیگار جواهر نشان ما قرار داده بود با این مطلب که الریدی بیشتر نوکر های دربار همایون کننکشن سلطان روسبی خانه شده قرار داده اند با روی کار امدن قندیدای(کاندیدا) او بیضۀ اسلام را دسپیرد کنند،هرچه بیشتر خواندید کمتر فهمیدید بلکه اصلا چیزی دستگیرمان نشد ،دل پیچۀ همایونی را بهانه کرده روانۀ تویلت شدیم که همان دارالخلای خودمان باشد ،بحمدالله اینقدر ها انگلیزی میدانیم ،و به میر کوتاه اشاره فرمودیم که در این روز عید افتخار آفتابه کشی با اوست،رفتیم پشت پردۀ دارالخلا خف کردیم و همین که میر کوتاه با آفتابه رسید گریبانش را گرفته فی المجلس به استنتاق او پرداختیم که پدر سوخته چه مذخرفاتی تحریر کردی که حالیمان نمیشود فقط کلمۀ قاندیدا را فهمیدیم در کمال بی شرمی گفت قربان والا بلا بعضی مطالب معروضه پرشین ورد ندارد فرمودیم پرشن ورد دیگه چه صیغه ایست؟عرض کرد یعنی کلمۀ پارسی ،لگدی حواله اش کردیم که حرام لقمه حالا فارسی کلمۀ فارسی ندارد محل نزول لگد شاهانه را مالید و نالید تصدف بفرمایید منظور چاکر این بود که آن کلمات در پارسی لغت ندارد محض امتحان سوال فرمودیم آن کلمۀ اول چیست عرض کرد آلریدی تو شکمش وایسترنگ رفتیم که خوب یعنی چه؟به التماس افتاد که سهو کردم یعنی جخ یعنی همین حالاشم نیت سو نداشتم انگلیزیثش راحتتر بود انگلیزی عرض کردم پر سیدیم آن بعدیش آن بعدیش چه نمک به حرام اشکش سرازیر شد عرض کرد کانکشن یعنیرابط در اینجا یعنی جاسوس،گلویش را چسبیدیم فرمودیم مادرت را برای عشرت اساکن همایونی روانۀ باغ شاه میکنیم تخم حیض حالا دیگر در زبان خودمان کلمۀ جاسوس نداریم؟تو همین دربار قضااقتدار ما چوب تو سر سگ بزنی جاسوس میریند پدر سوخته حال جاسوس نداری صدر اعظم ممالک معروصه جاسوس انگلیس است و زیر دربار جاسوس نمسه نایب سلطنۀ زن طلب جاسوس روس و گوش شیطان کر به خواست خدا خودمان این اواخر جاسوس نمره اول نیکسون دماغ و بیسینجریم. جاسوس نداریم؟؟!!با صدای خفه از ته حلقوم عرض کرد:
قبله عالم دارید جان نثار را خفه میکنید مختصری شل فرمودیم:نفسش پس نرود سوال شو آن آخری آن دسته پیر را از کجا در آوردی؟؟عرض کرد دسپیر خیر قربان دسپیر دی آی اس پی دابل پی ای آر ای دی .یعنی ناپدید دیگر خونمان به جوش آمده بود در کمال غضب فرمودیم:مادر به خطا حالا میدهیم بیضه هایت را دی ای دابل پی فلان به امان کنند.تا فارسی کاملا یادت بیابد،القصه مرتیکه حال ما را گرفت نگذاشت عید فطر به این بی سر خری را به خوبی و خوشی به شب برسانیم از اخته کردنش در این شرایط پلتیکی چشم پوشیدیم در عوض دستور فرمودیم میرزا تبیل شیرازی او را ببرد وادار کند جلوی هر کدام از آن کلمات منحوسه هزار بار معنی پارسی اش را به خط نستعلیق شکسته مشق کند دیدیم میرزا تبیل دهنش را پشت دستش قایم کرده میخندد پرسیدیم چیست ؟عرض کرد قربان خاک پای جواهر عصایت(آسایت) بشوم بر هرکه بنگرید همین درد مبتلاست ملا ابراهیم یزدی خواستی اسم اصلیش دکتر ابراهیم یزدییه ملا ابراهیم یزدی خواستی که این اطراف پیش نماز بود صلوات را صیل رنج میگفت ونصفش را به انگلیزی صادر میکرد:صل علی محامد اند آل ایز فمیلی . مبلغی خنده فرمودیم حالمان بهتر شد به میرزا تبیل گفتیم :به ان پدر سوخته بگو 500 بار بنویسد هزار بار زیاد است از شغل شریفش باز می ماند .
احمد شاملو:علت اینکه این تکه از این سفرنامه رو واسه شما خوندم،به خاطر موضوعی است که من واقعآ گفتنش زبونم رو میسوزونه و پنهان کردنش مغز استخونم رو ،منظورم موضوع بسیار دردناک ازمحلال هویت ملی ماست ،فرهنگ ایرانی و زبان مادری نسل دوم مهاجران،یعنی فرزندان شما که فکر کردم چون فرصت بهتری پا نخواهد داد امشب محضر شما رو،ضمنآ برای مطرح کردن این موضوع هم غنیمت بشمارم در کشورهای اروپایی مطاله ای ندارم اما فقط یک نگاه گذرا به وضع زبان فارسی ایرانی های مهاجر آمریکا برای پی بردن به عمق فاجعه کافی است وجه غم انگیز این مشکل موقعی آشکار تر میشه که توجه کنیم زبان فارسی حتی در جریان ایل قار های گوناگون و دراز مدت اعراب و مغول ها و ترک ها و ترکمن ها هرگز خم به ابرو نیافت و اقوام غیر فارس زبان محدودۀ جغرافیای ایران: مازندری گیلک آذر بایجانی لر کرد عرب بلوچ ترکمن ، حتی کوچیدگان و کوچانیدگان ارمنی و اسُری ،حتی انهایی که به طور مستقیم زیر فشار های حکومت مرکزی از سرودن و نوشتن به زبان بومی خود ممنوع بوده اند هم توانسته اند با چنگ و دندان دسته کم زبان شفاهی خودشون رو حفظ کنند ،اما امروز متاسفانه باید بپذیریم و در کمال خجلت و سر شکستگی اعتراف کنیم که نسل دوم مهاجران دهۀ حاضر حتی زبان مادریشان را نمیدانند و اگر اقدام عاجلی صورت نگیرد با این سرعتی که بحران هویت گریبانگیر این نسل بی شناسنامه شده ایران باید میلیونها تن از این فرزندان خود را به کلی از دست رفته تلقی کند همین جا بگویم که در این فاجعه نسل دوم هیچ گناهی ندارد گناهکار نسل اوله امیدوارم تلخی حرفم رو به رک و راستیش ببخشید گناهکار اصلی پدر ها و مادر ها هستند که قبل از بچه ها باید فکر ی به حال هویتشان بکنند اونا حتی تو محیط خونه هم به قول آقای اسماعیل فصیح فارگلیسی اخطلات میکنند یک زبان حرامزاده ای که صرف و نحوش فارسی است لغاتش انگلیسی .صبح خانم به آقا نعیب میزنه که بابا هاری آپ داره لیت میشه جابتو لوز میکنی!!!
امروز دیگه چه اکسکیوزی داری ؟؟؟و آقا خمیازه کشان میگه لیو می ا لون ... خیلی دیپرسم..انگار انگار بلاد پرشنم اب شده ...واقعا که حال آدم رو به هم میزنه...من نمیدونم بدون فرهنگ و زبان و هویت ملی اصلا چه جوری میشه زندگی کرد چه جوری میشه سر خود رو بالا گرفت .. چه جوری میشه تو چشم همسایه نگاه کرد و گفت من هم وجود دارم ...میشه یکهو این یه دونه دندون لق و پوسیده رو هم کند انداخت دور و به کلی انگلیسی حرف زد ..حالا چرا باید فارسی رو با انگلیسی اینجوری ملغمه بکنند .. فارسی انگلیسی با هم بلغور بکنند ..چرا هم انگلیسی رو خراب میکنند هم فارسی رو ؟؟؟؟!!!مگر به همین سادگی میشه یک هویت عمیق چند هزار ساله رو در عرض چند سال پاپا سیه آخر باخت .. میشه به همین مفتی یک فرهنگ چند هزار ساله رو که اون همه نام درخشان پشتش خوابیده یک شب ریخت تو زنبیل آشغال گذاشت پشت در که سوپور ورداره ببره ... به هر حال اونچه که میخواستم عرض کنم این بود...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرکی فایل صوتیش رو خواست به بگه براش بفرستم.
